کد خبر: 91822|09:17 - 1400/06/04
نسخه چاپی

روایت‌ها چگونه واقعیت‌ می‌سازند؟

روایت‌ها چگونه واقعیت‌ می‌سازند؟
واقعیت این است که بسته به تکرار زیاد، گاهی بازنمایی‌های رسانه ای یک امر بدیهی تلقی می‌شود؛ این یعنی واقعیت‌های موجود دست‌خوش تغییر شده و رسانه‌ها واقعیتهایی جدید با نگاه خود برای مخاطب خلق می‌کنند.

به گزارش سبلان ما ، سمیه شاهی الکران - دبیر نهضت سواد رسانه ای انقلاب اسلامی سازمان فضای مجازی بسیج در استان اردبیل طی یادداشتی نوشت: واقعیت این است که بسته به تکرار زیاد، گاهی بازنمایی‌های رسانه ای یک امر بدیهی تلقی می‌شود؛ این یعنی واقعیت‌های موجود دست‌خوش تغییر شده و رسانه‌ها واقعیتهایی جدید با نگاه خود برای مخاطب خلق می‌کنند.

مصداق این بازنمایی رسانه ای" آمریکای مهربان و ناجی" در افغانستان است درحالی که دو دهه جنگ افروزی آمریکاییها در افغانستان علاوه بر به بار آوردن بدهی چند تریلیون دلاری،  3000 هزار کشته نظامی روی دست نیروهای ائتلاف و ریخته شدن خون 69  هزار افغانی؛ سوغاتی جز ناامنی برای مردم شریف افغانستان برجای نگذاشت!  

آمریکا سال 2001 طی عملیاتی که «آزادی بلند مدت» نام داشت وارد افغانستان شد  اما 20 سال بعد در حالی  این کشور را ترک کرد که «جو بایدن» رئیس جمهور فعلی این کشور وقتی از او درباره وعده‌های «حقوق بشری» در افغانستان پرسیدند، گفت که مأموریت آمریکا هیچ‌گاه «ایجاد دموکراسی» یا «آزادی» در افغانستان نبوده است!

  تامل برانگیزتر اینکه اکنون با این همه ارمغان تلخِ آمریکای ناجی برای افغانها،  بازهم روایتهای امپراطوری رسانه ای  به سمت و سویی است که چهره  عاملان دو دهه جنگ در افغانستان را  همچنان "مهربان و ناجی" نمایش می دهد و طوری روایتگری میشود که به فرض این ناجیان در حال ساختن پناهگاه برای پناه جویان  آواره افغانی هستند .

 یا بعد از سقوط دو افغانی از هواپیمای آمریکایی و  انتشار این  رخداد تلخ در جهان  بلافاصله با نمایش عکسی از شمار  زیاد افغانی های در حال فرار از کشور در داخل هواپیمای آمریکایی  به گونه ای به مخاطب  القا می کنند اصلا این اتفاق تلخ  ممکن بود با این  کثرت مسافر و شرایط اضطرار برای هر هواپیمایی اتفاق بیفتد! این در حالیست که اتفاق تلخ  سقوط  دو افغانی در هواپیمای دیگری رخ داده است.

و به همین سادگی روایتهای امروز امپراطوری رسانه ای، واقعیتهای جدید برای امروز و فردای ما خلق می کنند  و این درحالی انجام می شود که اصل ماجرا در پستوها می ماند و فراموش می شود؛ مصداق این قضیه فراموشی اتفاق تلخ قحطی بزرگ ایران در جنگ جهانی اول  است که نیمی از جمعیت ایران را به کام مرگ کشاند و اسناد این قتل عام قریب به 10 میلیون نفری همچنان در ردیف اسناد طبقه بندی شده و سری مسببان (انگلستان) قرار دارد و این کشور هنوز هم از انتشار آنها ممانعت می کند.

حواسمان باشد ما باید روایتگر روایت برتر باشیم  چرا که تجربه  ثابت کرده است جریانی در عرصه فکری و ذهنی پیروز است که بتواند «روایت بسازد»، «کنترل روایت» را به دست بگیرد و روایت خود را تثبیت کند.

انتهای پیام/م

نظر شما

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیریت در وب سایت منتشر خواهد شد