تازه ها

1396-11-23 09:38
کد مطلب: 75284
درحالی که در 23 بهمن سال 57 تمام ایران غرق در جشن و شادمانی پیروزی انقلاب بود عمال باقیمانده از رژیم پهلوی در شهربانی اردبیل روزی خونین را برای این شهر رقم زدند.

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی سبلان‌ما،درحالی که در 23 بهمن سال 57 تمام ایران غرق در جشن و شادمانی پیروزی انقلاب بود عمال باقیمانده از رژیم پهلوی در شهربانی اردبیل روزی خونین را برای این شهر رقم زدند،انچه در  ظهر خونین  23 بهمن سال 57 در اردبیل گذشت را در ادامه بخوانید.

با اعلام پیروزی انقلاب در 22 بهمن سال 57، شادی همه جای کشور را فرا گرفت و آخرین عمال پهلوی هم تصمیم گرفتند شبانه از مخفیگاه‌های خود بگریزند.

 

در شامگاه 22بهمن مردم انقلابی اردبیل برای برچیدن آخرین عمال شاه پهلوی به سمت محله شاه‌باغی حرکت کردند تا بساط "انجمن میهن پرستان" را برچینند؛ اعضای این انجمن که به فکر فرار شبانه از شهر اردبیل بودند به سمت مردم انقلابی تیراندازی و سه تن به نام های نصرالله توفیق، رسول خلیل آبادی و شیر اوغلان شریعت را به شهادت رساندند.

 

صبح روز 23بهمن در حالی که مردم سراسر کشور شادمان از پیروزی انقلاب اسلامی ایران بودند در اردبیل روزی خونین رقم خورد؛ در چنین ساعاتی در اردبیل، سرهنگ آل احمد فرمانده پادگان اردبیل با برفراشتن پرچم سفید روی ادوات زرهی ارتش همبستگی ارتش با ملت را اعلام کرد و نیروهای ارتشی همگام با مردم انقلابی اردبیل به طرف میدان مجسمه(شریعتی فعلی) حرکت کردند .

 

در میدان شریعتی عده‌ای از راهپیمایان شادمان از پیروزی انقلاب جدا شده و به سمت محله شاه باغی رفتند و از آنجا به سوی "داشکسن کورپوسی"(پل ججین) و سپس به سمت بیمارستان بوعلی روانه شدند.

 

اجتماع راهپیمایان اردبیلی از طریق خیابان فرعی بیمارستان بوعلی به میدان شهدا( شهربانی سابق) رسید؛ نیروهای شهربانی که در طول چندین ماه تظاهرات همواره با خشونت با مردم برخورد می‌کردند، با دیدن صفوف راهپیمایان در اصلی قرارگاه شهربانی را بسته و تیربارها و مسلسل را بر بام قرارگاه گذاشتتند؛ مردم از نیروهای شهربانی می‌خواستند که تسلیم شده و اعلام همبستگی کنند.

 

ظهر 23 بهمن سال 57 که شد نارین قلعه (محل شهربانی اردبیل ) آبستن حوادث خونینی شد؛ نخستین جرقه با پرتاب سنگ به شیشه های خودروهای پارک شده شهرداری در محوطه نارین قلعه آغاز شد.

ماموران شهربانی با گشودن آتش مسلسل به روی اجتماع کنندگان گروهی از مردم را به گروگان گرفتند و به داخل ساختمان شهربانی بردند؛ با آغاز تیراندازی پرسنل شهربانی صفی از جنازه‌ها خونین روی زمین افتاد این وقایع در حالی رخ می داد که در خیابان های اصلی شهراردبیل مردم و نظامیان مشغول شادمانی بودند و از جنگ تمام عیاری که در میدان شهدا جریان داشت بی‌خبر بودند.

 

درگیری حدود سه ساعت ادامه داشت، تعداد شهدا و مجروحین قابل شمارش نبود و جنازه ها همچنان در وسط میدان و در گوشه و کنار شهربانی در محوطعه شهربانی روی زمین مانده بودند؛ شعله ور شدن دود و اتش و اوج گرفتن رگبار مسلل از محوطه نارین قلعه به تدریج مردم خیابان های اطراف را متوجه حوادث میدان شهدا کرد.

 

ساعت 12 ظهر بود که یکی از ادوات زرهی به حمایت مردم می آید و با گلوله توپ راه را برای ورود مردم به شهربانی می گشاید حالا دیگر پرسنل شهربانی به آخر خط رسیده اند و سرانجام هم با مداخله ارتش و توپی که پرتاب می شود ساختمان شهربانی به تصرف درمی آید.

 

مردم خشمگین ساختمان شهربانی را به آتش کشیدند آتش از گوشه کنار ساختمان شهربانی زبانه می کشید صدای رگبار مسلسل ها لحظه ای قطع نمی شد، در این حال برخی از پرسنل با در اوردن نظامی قصد داشتند در ازدحام جمعیت به نحوی از محل حادثه بگریزند.

 

حميد اسدزاده، ميرحسين لوحي، خداشيرين اصلاني، عباسعلي محبي، منصور افخمي، عباسعلي مراد ماهي، سلام‌الله بخشايش، يحيي نجفي، مصطفي پنده، توفيق نصرالله‌زاده، احمد پوررضا، نادر يسري، بخشعلي پورسيف، محبعلي قاسمي، باب‌الله جاهد، علي‌ميرزا آديگوزل‌زاده، حاجي‌آقا جزايري، حسنعلي خسروي، ابراهيم رمضاني، علي رهبان، علي عليوند، سيدمرحمت قبادي و زلفعلي قنبري لاهرود شهدایی هستند که در 23 بهمن سال 57 در اردبیل به شهادت رسیدند.

برخی از شاهدان عینی قتل و عام خونین در ظهر 23 بهمن 57 می گویند: قراین چنین حکم می کند که اگر پرسنل شهربانی به مانند پرسنل ارتش پرچم برافراشته و به صفوف راهپیمایان ملحق می شد، واقعه 23 بهمن اردبیل به آن صورتی که اتفاق افتاد روی نمی داد.

 

احمد جباری مقدم درباره این حادثه دیدگاهی متفاوت داشته و این چنین گفته است: صبح 23 بهمن را دقیقا به خاطر دارم؛ زره پوش های ارتش به نشانه اعلام همبستگی و شرکت در جشن پیروزی از پادگان اردبیل بیرون آمده و در خیابان ها بودند ...

پس از طی چندتا خیابان در منطقه نارین قلعه ماموران شهربانی در حالی که تیر هوایی شلیک می کردند به علامت پیروزی و اعلام همبستگی برای مردم دست تکان می دادند ناگهان عده ای که چندان آشنا نبودند و قطعا از عناصر انقلابی نبودند کم کم شروع به فحاشی و سپس سردادن شعار "قاتلری ایستیروک" (قاتلان را می خواهیم) و این آغاز یک درگیری خونین شد.

انتهای پیام/

 

 

ارسال نظر
Image CAPTCHA
کاراکترهای نمایش داده شده در تصویر را وارد کنید.