تازه ها

پربیننده ترین

1396-09-01 14:03
کد مطلب: 73085
پیچیدگی و درهم تنیدگی جوامع و بروز ناهنجاری های اجتماعی- تضاد فرهنگی- سیاست گذاری های مرتبط با مسائل مورد اشاره و بی معنی شدن مرزهای فرهنگی و اجتماعی می طلبد که با خود و جوامع خود روراست و واقع گرا باشیم.

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی سبلان‌ما به نقل از آذرسلام، پیچیدگی و در هم تنیدگی جوامع و بروز ناهنجاری های اجتماعی، تضاد فرهنگی، سیاست گذاری های مرتبط با مسائل مورد اشاره و بی معنی شدن مرزهای فرهنگی و اجتماعی می طلبد که با خود و جوامع خود روراست و واقع گرا باشیم و نسخه های درمان و علاج بخشی را قبل از همه گیر شدن نوع بیماری های فرهنگی پیاده کنیم.امروزه علم جامعه شناسی و فرهنگ سازی ملت ها از اهمیت ویژه ای برخوردار است، طوری که از این آیتم ها برای همسو کردن و تصرف افکار ملت و سرزمین ها بدون خون ریزی بهره برداری می شود، حال جامعه و ملتی استوار و سرپا خواهد ایستاد که تئوریسین های مجرب و کارشناسان برجسته و ایده های آنان از سوی سیاست گذاران خریدار و بکار بسته شود در غیر اینصورت کشتی سوراخ با همه ساکنان بر روی عرشه آن غرق خواهد شد.

اساتید، نخبگان و تئوریسین های این حوزه می توانند خط مشی درست و مطلوبی سر راه متولیان قرار دهند. آنچه از رسانه ها بر می آید واسطه گری بین نخبگان و دولت مردان و سیاست گذاران هست تا پلی برای ارتباط و انتقال پروژه های فرهنگی و مطالب سودمند باشد.

شهرام محمدی کارشناس ارشد و دانشجوی دکتری علوم سیاسی و فعال فرهنگی و همچنین خبرنگار و روزنامه نگاری هست که در شورای بسیج رسانه استان اردبیل اثرگذار و نخبه سیاسی رسانه ای محسوب می شود هفته بسیج بهانه ای شد تا از روزنه دیگری به آن نگاه کنیم و با نظریه های این نخبه سیاسی - فرهنگی بسیجی بیشتر اشنا و در اختیار کاربران دنیای مجازی قرار دهیم.

بخش های نیمه دوم به بعد به نسبت اول آن در این گفتگو حرف دل بسیاری از دغدغه مندان حوزه های یاد شده بوده و به جهت بیان آشکار و صریح و صداقت مطالب از طرفی و مبتلا به؛ شدن جامعه ما از طرفی دیگر، مورد پذیرش افکار قرار می گیرد.

گفتگو با شهرام محمدی دانشجوی دکتری علوم سیاسی، خبرنگار- روزنامه نگار- فعال فرهنگی و رسانه ای:

  1. آذرسلام:  نحوه هدایت، مدیریت و سیاست گذاری ها با توجه به افزایش آسیب های فرهنگی - اجتماعی  در چه جایگاهی بایست قرار گیرد؟

شهرام محمدی: در مجموعه های سیاست گذاری‌ اقتدار عمومی، «سیاست‌های فرهنگی» بالاترین اهمیت را دارد، قاعدتاً از این روست که در نگاه یونسکو فرهنگ و سیاستگذاری های فرهنگی در کانون فرآیند توسعه پایدار کشورها تعریف می‌ شود. مطالعات و شواهد حاکی از آن است که در حوزه سیاستگذاری فرهنگی مشکلات عدیده‌ای در بخش‌های مربوط به مطالعات «نظری و شکل‌گیری»، «اجرا و ارزیابی» وجود دارد.

 سیاستگذاری فرهنگی عبارت است از؛ تعیین خط و مشی‌ها و راهبردهای کلان فرهنگی برای رسیدن به اهداف همکاری‌های فرهنگی، مشارکت فرهنگی، میراث فرهنگی؛ همچنین سیاستگذاری فرهنگی به اراده دولت در ایجاد یا تحکیم و یا تغییر مقررات و تنظیمات در عرصه فرهنگ معطوف است که چنین اراده‌ای می‌تواند سلبی یا ایجابی باشد. از دیدگاه علم سیاستگذاری؛ سیاست فرهنگی مقوله‌ای است، دارای اهمیت راهبردی که بر توسعه پایدار اثر می‌گذارد و در واقع بخش اساسی آن است.

 سیاستگذاری فرهنگی دولت در دو سطح قابل توجه است: سطح اول؛ به طور عام بر ارزش‌ها و اصولی اطلاق می‌شود که انسان‌ها را در مسائل فرهنگی هدایت و راهنمایی می‌کند در حقیقت این سیاست‌ها اصول کلی درباره اهداف اصلی و غایی در حوزه فرهنگ را ارائه می‌دهند. دوم؛ سطح خط‌ مشی‌های فرهنگی است. این خط و مشی‌ها عینی‌تر بوده تدابیر و راهکارهای اجرایی را در اختیار دست اندرکاران قرار می‌دهد که تصمیمات و اقدامات آنان بر زندگی مردم تأثیرگذار است. منشا سیاستگذاری فرهنگی را می‌توان در دو سرمشق کلی «آرمانشهر» و «واقع‌گرا» بیان کرد.

به نظر می رسد در اصول کلی هدایتگر جامعه و آرمانشهری ما مشکلی نداریم اما عمده آسیب های اجتماعی جامعه ما نتیجه تدوین خط مشی ها و اجرایی شدن برنامه هاست. گاه نگاه دولت ها با اصول و ارزش های هدایتگر جامعه در تباین بوده و گاه دولت ها در اجرا مشکلاتی دارند و گاه اراده ای جدی برای پیگیری و عملیاتی شدن برنامه ها از خود نشان نمی دهند و فرهنگ تنها در ویترین دولت قرار دارد. لذا مجموعه این تناقضات باعث افزایش آسیب های فرهنگی و اجتماعی شده است.

  1. آذرسلام: روند افکار جامعه از حیث ایدئولوژی- فرهنگی- اجتماعی چگونه است؟

شهرام محمدی: افکار عمومی عبارت است از برآیند گرایش ها و قضاوت های ذهن افراد یک واحد اجتماعی، اعم از گروه، جمعیت، اجتماع یا جامعه نسبت به یک جریان، فرد، سازمان، رویداد، پدیده یا حکومت. به هرحال این دیدگاه افکار عمومی در جمع شکل می گیرد اما حاصل جمع افکار منفرد نیست بلکه کنش متقابل فردی و گروهی است که می توا آن را یک تولید اجتماعی نامید.

مقابله با اسلام و شعائر اسلامی از زمان رضاشاه به صورت سخت و پس از آن به شکل نرم آغاز شد. در سطح بین الملل نیز قدرت های استکباری به دنبال تسخیر جهان و غالب کردن ایدئولوژی خود بر افکار عمومی هستند. اما با پیروزی نهضت امام(ره) موج گرایش به معنویت در جهان ایجاد شد و تمدن جدید را در مقابل طاغوت قرار گرفت. لذا در سطح افکار عمومی دنیا نبرد جبهه ای با تمدن غرب در جریان است.

همایش عظیم پیاده روی اربعین که سال هاست با حضور میلیونی مردم در حال برگزاری است یا استقامت مردمی در کشورهای سوریه، عراق، بحرین و... فارغ از نوع مذهب انها حاکی از جریان  و سوگیری افکار جامعه است و نشان می دهد ملتها به اثرگذاری ایدئولوژی اسلامی ناب در جریان زندگی سعادتمند خود واقف شده اند.

در داخل کشور نیز چنین شرایطی البته با غلظت بیشتر و با نقش آفرینی ها خاص جوانان از پیروزی انقلاب اسلامی حاکم بوده هرچند تکنولوژی های نوین در تلاشند تا این روحیه و نوع تفکر را کم اثر یا حتی بی اثر سازند.

 

  1. آذرسلام:  تهدیدات یا ظرفیت های شبکه های اجتماعی در چه بخش و بسترهایی می تواند ایجاد شود؟

شهرام محمدی: پیوند بشر با جامعه و زمانه از دیرباز تاکنون در مسیر دگرگونی بوده است. این روند دگرگونی را می توان در رسانه های نوین ارتباطی نیز مشاهده کرد. در این میان شبکه های موسوم به رسانه های اجتماعی، سبب طرح نوینی در عرصه خبررسانی شده اند. بر این اساس استفاده از فضای مجازی همپا با زندگی واقعی به پیش می رود.

هر چند شبکه های اجتماعی نمی توانند جای رسانه های اصلی را بگیرند اما خطری که این حوزه را تهدید می کند این است که برخی رسانه های بزرگ تا حدودی به دنبال رسانه های کوچک و رسانه های اجتماعی می روند.

ما هنوز در زمینه استفاده از شبکه های اجتماعی استانداردی را تعریف نکرده ایم و مدل نوشتاری ما به صورت سلیقه ای است. از این رو نگارش در شبکه های اجتماعی به تجربه و تخصص فرد، نگرش های سیاسی - اجتماعی و باورهای فردی باز می گردد و مبتنی بر استاندارهای حرفه ای در این حوزه نیست.

رسانه های جدید چند تغییر اساسی را ایجاد کرده است. اگر ما بخواهیم رسانه های جدید را از پیامک شروع کنیم و برسیم به شبکه های اجتماعی که امروز در حد وسیعی مورد استفاده قرار می گیرد موضوع سرعت مطرح است. در واقع سرعت انتقال اخبار و اطلاعات بی نهایت با گذشته تفاوت پیدا کرده است. اگر در گذشته خبری را می خواستیم به عنوان پرسرعت ترین رسانه منتشر کنیم زمانی حدود یک تا دو ساعت لازم داشت حتی تا هفت ساعت نیز می رسید. اما رسانه های نوین این فاصله را از بین برده اند و کمتر از چند دقیقه و حتی به صورت آنلاین خبرها منتشر می شود.

ویژگی دوم رسانه های نوین، ظرفیت است. به دلیل تغییراتی مانند دیجیتالی شدن امروز محدودیتی برای انتشار اخبار در رسانه های نوین وجود ندارد. به این ترتیب شما امکان انتشار اخبار در هزاران صفحه را دارید.

ویژگی سومی که کاملاً متفاوت با دو ویژگی دیگر است، عمومی شدن خبرنگاری و رسانه داری است. به این معنا که امروز هر شهروند تبدیل به یک خبرنگار شده و می تواند رسانه داشته باشد. به این ترتیب افراد با گوشی همراه خود با صفحه تلگرام و اینستاگرام و دیگر شبکه های اجتماعی خبر را تولید و منتشر می کنند.همه این امکان را دارند که خودشان تولید کننده و منتشر کننده خبر باشند.

با این وجود اما گردر جامعه ای سواد اطلاعاتی و رسانه ای بالا باشد استفاده بیش از حد از شبکه های اجتماعی موجب اولویت یافتن فضای مجازی بر جهان واقع نمی شود. مطالعات در حوزه شبکه های اجتماعی نشان می دهد که ما دارای سواد رسانه ای در سطح متوسط هستیم. به هر حال شبکه های اجتماعی بی تاثیر نیستند اما نمی توانیم بگوییم که تاثیر خیلی زیادی هم دارند.

از سوی دیگر، دیدگاه ها نسبت به شبکه های اجتماعی در چند رویکرد خلاصه می شود؛ گروهی نگاه مثبت و گروهی نگاه منفی دارند و عده ای هم دارای نگاه خنثی یا بینابینی نسبت به آن هستند. باید گفت جوامع در معرض ارتباطات و فناوری اطلاعات قرار گرفته اند و از این رو گریزی از استفاده آن، ندارند. منتهی این فضا باید مدیریت شود و ما در مدیریت فضای مجازی موفق نبودیم. هیچ راهی غیر از «مدیریت فضای مجازی» برای موفقیت در این زمینه وجود ندارد. بر این اساس باید امکان بستن، فیلترینگ و محدود کردن را به سمت امکان مدیریت کردن پیش ببریم. دولت ها به جای سرمایه گذاری در زیرساخت ها و روی آوردن به تصدی گری، خوب است که به سمت مدیریت فضای مجازی، تولید محتوا و حمایت از کسب و کارهایی که این نرم افزارهای پیام رسان داخلی تولید می کند، بروند.

در هر صورت همگانی بودن، فوریت و راحتی استفاده از آن نقاط قوت شبکه های اجتماعی و تحریف اخبار، شایعه پراکنی، ضعف سواد رسانه ای  و برخی تهدیدات فرهنگی نقاط ضعف آن است که معتقدم می توان شبکه های اجتماعی را از یک تهدید به یک فرصت بزرگ تاثیر گذاری داخلی و بین المللی تبدیل کرد.

 

  1.  آذرسلام: توجه یا بی توجهی دولت ها به سرمایه اجتماعی از نوع اعتماد و باور مردم یا بالعکس باورسوزی مردم چه عواقبی می تواند داشته باشد؟.

شهرام محمدی: سرمايه اجتماعی به عنوان يكی از مهم ترين عناصر پويای نظام اجتماعی و فرهنگي جوامع به حساب می‌آيد و فضای ساختاری دانشگاه می‌تواند منتقل كننده ايده‌ها، ارزش‌ها، هنجارها و اعتماد اجتماعی با ضمانت‌های اجرايی موثر به دانشگاهايان باشد؛ از اين رو دانشگاه و نظام آموزش عالی به عنوان يكي از كانون‌های اصلی ايجاد، توسعه و ظرفيت‌ سازی سرمايه اجتماعی در سطح جامعه محسوب می‌شود.

سرمايه اجتماعی مفهومی كلی است كه از اجزاي متفاوتی تشكيل شده است. ابعاد سرمايه اجتماعی عبارتند از: اعتماد اجتماعی، ارزش‌های اجتماعی، امنيت اجتماعی، مشاركت اجتماعی، آگاهی و شناخت، انسجام اجتماعی و سرمايه فرهنگی.

به عقيده برخی صاحب نظران، اعتماد مهمترين بعد سرمايه اجتماعی است و ابعاد ديگر را نيز تحت تاثير قرار می‌دهد. اعتماد يكی از جنبه‌های مهم روابط انسانی است و زمينه ساز مشاركت و همكاری ميان اعضای جامعه می‌باشد.

از آن جايی كه اعتماد اجتماعی سرمايه اصلی هر جامعه سالمی است، ناديده گرفتن آن به منزله فاصله گرفتن از جامعه سالم است كه قرآن آن را به عنوان هدف ايجاد امت بر شمرده است. امت،‌ جامعه ای ايمانی و هدفمند با سرمايه های اجتماعی چون اعتماد، همگرايی، همدلی، تعاون و سلامت روانی و امنيت كامل اجتماعی در همه سطوح و مانند آن است.

به نظر می رسد كه در شرايط كنونی جامعه ايرانی، اعتماد اجتماعی در جامعه ما وضعیت خوب و مناسبی ندارد و اگر به این مساله توجه نشود می تواند در آينده به عنوان معضل و چالش اساسی بر سر راه تحقق جامعه سالم باشد.

نتیجه مطالعات انجام شده نشان می دهد که؛ عمده مشکلات در این زمینه، به عملكرد سه قوه بازمی گردد. ملت هوشمند ايران، در مقاطع حساس تاريخی، اعتماد خود را به رهبران صادق و خيرخواه دينی، سياسی و اجتماعی ابراز داشته و بر‌ آن پافشاری كرده است. انقلاب مشروطه، نهضت ملي‌ شدن نفت و انقلاب اسلامي ايران نمونه‌‌های بارز اين مدعاست. اما آنجا كه اختلاف و چنددستگی بين مسئولان ظاهر شده و بنا به فرمايش مقام معظم رهبری «برخی در گرداب غرور درغلتيده، بعضی سعه‌ صدر و تحمل مخالف را از دست داده، عده‌ای گرفتار هوای نفس شخصی و گروهی شده، شماری سليقه‌های شخصی را بر قانون‌گرايی ترجيح داده‌اند»، بزرگترين آسيب و ضربه به اعتماد اجتماعی وارد گرديده است. به تعبير رهبر معظم انقلاب اسلامی «مردم خوب ايران چه تقصيری كرده‌اند كه با گله‌‌ گزاری‌های افراطی آنها را دل‌ شكسته كنيم؟» معظم له می افزايند «نبايد اجازه داد اختلافات طبيعی فكری و سليقه‌ای به دودستگی بيانجامد».

برای بازسازی، حفظ و تقويت اعتماد اجتماعی و تحكيم وحدت ملی، مسئولان بايد از خود شروع كنند. صداقت، هوشياری، مغرور نشدن، قانون‌گرايی، سعه‌صدر، خودسازی، خويشتن‌داری و پرهيز از تفرقه و اختلاف، برقراری روابط اعتماد‌انگيز بين مسئولان در دولت، مجلس، قوه قضائيه و ساير سطوح كشور، الهام‌بخش ارتباطات اجتماعی سرشار از اعتماد خواهد بود.

دقت کنیم که اعتماد سهم مهمی را در بسياری از فرايندهای سازمانی نظير عقد قراردادها، انجام مذاكرات و نظارت مستمر بر عملكرد واحدها دارد و تلاش درجهت افزايش آن می ‌تواند بسياری از هزينه‌های مربوط به فعاليت‌های ذكر شده را كاهش و علاوه بر آن بهره وری  را افزایش دهد.

باورسوزی و باورسازی نوعی توطئه استکبار و غرب علیه اسلام است که تکنولوژی های نوین نیز به این موضوع مدد می رساند. در این توطئه، تلاش می شود در ابتدا باورهای دینی را در جوامع اسلامی بسوزانند و سپس افکار و باورهای خود را جایگزین آن کنند. امروز دشمن به وسیله فضای مجازی و ماهواره‌ها به ترویج فرهنگ فاسد غرب می پردازد لذا پاسداری از ارزش‌های اسلامی و دینی وظیفه همگانی است و گروههای مرجع نیز روحانیت و دانشگاهیان نیز وظیفه دوچندانی در زمینه حراست و هدایت‌گری دینی جامعه دارند. باید در عرصه مهندسی افکار نسل جوان رسانه‌ها و نشریات به ایفای نقش بپردازند.

  1.  آذرسلام: اشرافی گری و محور شدن دپوی ثروت نامشروع و آسیب آن به انقلاب در برخی چهره های اثرگذار چه برایندی خواهد داشت؟

شهرام محمدی: بزرگترین تفاوت دنیای غرب با نظام در کارسپاری عمومی است. در غرب عمدتاً ثروتمندان در محوریت بوده و مسئولین و حکام را تعیین می کنند ولی در نظام جمهوری اسلامی متدینین مشروعیت بخش امور را دارند لذا تعهد و تخصص توامان لازمه تصدی می شود. انقلاب ما که مردم در محوریت آن قرار داشتند انقلاب مستضعفین و پابرهنگان بر علیه اشرافیت محدودی بود که، عمده ثروت جامعه را در دست داشتند. تظاد و شکاف طبقاتی عمیقی بین عامه مردم و حکومت کنندگان موجود بود، موضوعی که با ارزشهای دینی و الهی نیز سازگاری نداشت. لذا مردم با این نگاه دست به انقلاب زدند. اگر بعد از گذشت چندین دهه از عمر انقلاب اسلامی، جایگزینی در ارزش ها اتفاق بیفتد و ثروت اندوزی و اشرافی گیری به یک ارزش تبدیل گردد، به ویژه اگر این امر در بین مسئولان و مدیران همه گیر شده و به یک رقابت هم تبدیل شود در واقع انقلاب اسلامی ماهیت اساسی خود را از دست داده و یا خواهد داد و بی اعتمادی بالایی در بین مردم همچنانکه و به شدت علایق دینی و مذهبی آنها در عرصه های مختلف خود را نشان می دهد، صورت خواهد گرفت.

ما برای تداوم انقلاب اسلامی و الگوسازی جهانی از آن و تشکیل تمدن اسلامی نیازمند مبارزه جدی و بی امان با روحیه اشرافی گری در هر سطحی به ویژه در سطح مسئولان هستیم.

 

  1.  آذرسلام: علم محوری و جایگاه فعلی آن در مراکز علمی و دانشگاهی ما بواقع در چه شکلی است؟

شهرام محمدی: علم و تولید علم از مهمترین فاکتورهای تاثیرگذار در قدرت ملی هر کشور است. بنابراین پرداختن به دانش در هر کشور جزء اولویت های اساسی و کشور ما هم از این قاعده مستثنی نیست.

به تعبیر امام خامنه ای، «یک ملت، با اقتدار علمى است که مى‏تواند سخن خود را به گوش همه‏ى افراد دنیا برساند؛ با اقتدار علمى است که مى‏تواند سیاست برتر و دست والا را در دنیاى سیاسى حائز شود».

در  ایران تا قبل از انقلاب شکوهمند اسلامی گام های اساسی برای دانش محوری برداشته نشده بود. جامعه ای ایران جامعه ای فرسوده و تحت تاثیر مداخلات بیگانگان و استبداد داخلی به سمت و سوی قدرت طلبی شاهانه و عمدتاً در خدمت اهداف طاغوت بود. با ظهور انقلاب اسلامی نظرگاه نوینی با محوریت اسلامیت خواهی و خدامحوری به سوی دانش و تولید علم برداشته شد تولید علم عمدتا در راستای باورهای اسلامی و ملی و بدور از سلطه اجانب بود.

البته یک جامعه علم محور شاخص هایی دارد که ما را قادر می سازد به ظرفیت ها و توان داخلی آن پی ببریم. بومی گرایی، داشتن ماهیت اسلامی در خدمت تولید بودن، داشتن پیوند با تمامی بخش ها، داشتن بعد جهانی و مبتنی بر شجاعت ( ورود شجاعانه به تولید علم در همه حوزه ها و استفاده مطابق با نیازهای داخلی از دستاورد علمی دیگران) از جمله این شاخصه ها تلقی می شود  وگرنه صرف دستیابی به علم نمی تواند چاره ساز باشد.

لذا نگاه ما به دانش محوری و تولید علمی، باید نگاهی استراتژیکی باشد در این صورت ارتقای منزلت ایران در آینده امری حتمی است و نادیده گرفتن رویکردهای استراتژیک در زمینه تولید علم و دانش و بی توجه به نیازهای داخلی علم محوری در ایران را وابسته و وارد بحران علمی می کند. بر اساس همین واقعیت، پیشرفت های علمی، نخبه پروری، جهش علمی ایران در منطقه و دستاوردهای نانو تکنولوی، تکنولوژی هسته ای و توسعه علوم پزشکی از مهمترین فاکتورهای است نشان می دهد حرکت مناسبی در این مسیر در یک دهه اخیر آغاز شده است و نباید متوقف شده یا قهقرا برود.

 

  1. آذرسلام: بین اقتصاد با مقوله های؛ فرهنگ، اجتماع، سیاست و اعتقادات چه ارتباطات اشکار یا نهفته ای برقرار است؟

شهرام محمدی: مارکسسیت ها اعتقاد داشت که اقتصاد زیربنا و فرهنگ روبنا است. به این معنا که هر جامعه‌ای که از حیث مواهب طبیعی، آب و هوا و اقلیم با برکت و نعمت بیشتری روبه ‌رو و برخوردار باشد طبعاً ساعات کمتری را صرف کار برای تامین معاش خواهد کرد، لذا فرصت بیشتری را به سایر امور از قبیل هنر، ادبیات و فلسفه و به‌ طور کلی فعالیت‌هایی که سبب پیشرفت‌های علمی خواهند شد، اختصاص خواهد داد. در نظر او فرهنگ میوه درخت اقتصاد است زیرا به دست کسانی گسترش می‌یابد که اوقات فراغت بیشتری دارند.

سال‌های متمادی این دیدگاه بر اندیشه بسیاری از دانشمندان علوم اجتماعی حاکم بود، لیکن رفته‌ رفته نمونه‌های بسیاری از جوامع انسانی دیده شد که به ‌رغم برخورداری از مواهب طبیعی فراوان و استعدادهای بالقوه کشاورزی و تولیدات صنعتی هیچ ‌گونه پیشرفتی نکرده‌اند و فرهنگی مترقی از خود برجای نگذاشته اند. سرزمین آمریکای شمالی که یکی از سرشارترین و غنی‌ترین سرزمین‌های جهان است، که هم دارای آب و هوای متنوعی بوده و هم سرشار از منابع زیرزمینی و سوخت‌های فسیلی است، قرون متمادی متعلق به اقوام سرخ ‌پوستی بود که پا را از زندگی شکاری و سنتی اجداد خود فراتر نگذاشتند.

لذا نگاه ها تفاوت پیدا کردند و نگاه دیگری بوجود آمد که معتقد بود؛ فرهنگ، تعیین‌کننده سطح پیشرفت‌های سیاسی و اقتصادی است و به نظر می رسد از اعتبار بیشتری برخوردار باشد.

واقعیت آن است که فرهنگ زیربنای هرگونه پیشرفت اقتصادی در طول تاریخ بوده است و به نوعی می توان گفت ریشه بسیاری از مشکلات اقتصادی و سیاسی، فرهنگی است. امام (ره) نیز تاکید داشتند « آنچه که ملت ها را می سازد فرهنگ صحیح است».

در هر جامعه ای 5 نهاد مهم؛ اجتماعی دین، سیاست، اقتصاد، خانواده و آموزش و پرورش نقش آفرینی می کنند و هر یک کارکردهایی دارند که مجموع کارکردهای آنها سرنوشت آن جامعه را تعیین می کند. اگر هر یک از این نهادها اجتماعی نتوانند کارکردهای خود را به خوبی انجام دهند جامعه دچار مشکل می شوند و در مسیر تعالی قرار نخواهد گرفت. به نظر می رسد در ایران امروز ما باید کارکرد این نهادها به طور جدی مورد ارزیابی و مطالعه قرار گیرد تا با اصلاح روش ها و بهبود کارکردها بتوانیم در تحقق آرمان های اصیل انقلاب اسامی موفق تر عمل کنیم.

 

  1.  آذرسلام: خاستگاه بیکاری- اعتیاد- طلاق و غیره و نقد مدیریت این حوزه را چگونه می بینید؟

شهرام محمدی: بر اساس تحقیقات انجام شده 3 آسیب اول امروز جامعه ما؛ اعتیاد، طلاق، بیکاری و فقر است.

همین مطالعات نشان می دهد آسیب‌های اجتماعی بی صاحب ترین و بی متولی ترین حوزه است!. بر اساس آمارها، طی 35 سال گذشته تاکنون، 4 میلیون و اندی زندانی اعتیاد داشته ایم.شما اگر به طور متوسط آسیب دیدگان از زندان رفتن یک فرد را حداقل 3 نفر شامل همسر و دو فرزند در نظر بگیرید تاکنون حداقل 12 میلیون نفر از اعتیاد آسیب دیده‌اند! نکته دیگر اینکه بحث آسیب‌های اجتماعی برخلاف بحث‌های دیگر هیچ ارتباطی با سیاست ندارد یعنی اصولگرا و اصلاح طلب نمی‌شناسد و به عبارت دیگر هیچ کس در حاشیه امن قرار ندارد. ویروس آسیب‌های اجتماعی تنها ویروس و بحثی است که عزم قدرتمندی پشت آن قرار دارد تا آن را در جامعه گسترش دهد! یعنی در بحث جنگ نرم و ناتوی فرهنگی. از این رو برای مقابله با آن باید عزم ملی بسیج شود یعنی یک سازمان و 5 سازمان مردم نهاد به دردکار نمی‌خورد. فعالیت‌های جزیره ای باعث شده که امروز آسیب‌های اجتماعی سربه فلک نهد. هر کس به خود اجازه می‌دهد لقب آسیب شناس را یدک بکشد!، آمار بدهد و.... این موضوع موج مسمومی را در جامعه رقم زده است.

دو دلیل عمده برای افزایش آسیب‌های اجتماعی در یک جامعه داریم؛ 1-دلایل محیطی 2- دلایل رفتاری؛ دلایل محیطی عامل به وجود آمدن 3 شکاف در جامعه است؛ شکاف اقتصادی، اعتمادی و اعتقادی.

*شکاف اقتصادی یعنی جوانی ماشین دومیلیاردی سوار می‌شود و جوان دیگری پول کرایه اتوبوس هم ندارد که بدهد. یا مادری استخوان مرغ را درون قابلمه می‌اندازد که بجوشد تا فرزندانش فکر کنند غذا در حال پختن است، از گرسنگی خوابشان ببرد. این شکاف‌ها به آسیب‌های اجتماعی وتخریب باورها و اعتمادها دامن  می‌زند. نکته تامل‌برانگیز این است که؛ این شکاف در جامعه ما روز به روز در حال بیشتر شدن است! به ویژه به علت ظهور و گسترش روزافزون طبقه نوکیسه در جامعه که یکی از آسیب‌های این موضوع برای مثال بحث برپایی جشن و صور و بساط طلاق! و... است. از این رو این شکاف باعث شده الگوی منفی به جامعه تحمیل شود.*

در مورد «شکاف اعتمادی» که در پاسخ به سوال قبلی هم اشاره کردیم، متاسفانه روز به روز اعتماد و تعهد اجتماعی در جامعه در حال کمرنگ شدن است. منظور از اعتماد، میزان پایبندی افراد به نقش‌های اجتماعی است که کم کم دارد به صفر می‌رسد یا به عبارت بهتر، «شکاف اعتمادی» یعنی نادیده گرفتن نقش مردم در پیشگیری، مقابله و کنترل آسیب‌های اجتماعی. در نتیجه هر مشکلی پیش می‌آید مردم می‌گویند: به ما ربطی ندارد!، دولت هست و... امروز چون در زمینه آسیب‌های اجتماعی (کنترل، مقابله و پیشگیری) نقشی به مردم داده نشده و کافی است حادثه ای در خیابان رخ دهد تنها نقش مردم در این حادثه عکس و فیلم گرفتن از حادثه است و تمام.

وقتی نقش اجتماعی کم شود تعهد اجتماعی هم کاهش می‌یابد؛ در حالی که تعهد و مشارکت اجتماعی در هر جامعه ای سرمایه اجتماعی به حساب می‌آید.

لذا پدیده های اجتماعی تک عاملی نیستند و برای مواجهه و مدیریت آنها باید نگاه جامع و چند بعدی داشت.

 

انتهای پیام/

ارسال نظر
Image CAPTCHA
کاراکترهای نمایش داده شده در تصویر را وارد کنید.