تازه ها

پربیننده ترین

1396-06-21 09:21
کد مطلب: 70879
مادر بعد از مرگم فكر نكنيد كه من از ميان شما رفتم نه مادر، قرآن كريم در اين باره آيه دارد كه مى‌فرمايد :ولا تحسبن الذين قتلوا فى سبيل الله امواتا بل احيا عند ربهم يرزقون. يعنى گمان نبريد كساني­كه در راه خدا كشته مي­شوند مرده ­اند، بلكه زنده هستند، نزد خداي­شان روزى می ­گيرند.

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی سبلان‌ما به نقل از بانوی کوثر، مجید در خانواده‌­ای مذهبی در روستای نیار اردبیل به دنیا آمد و در آغوش پر مهر مادر بال و پر گرفت و زیر سایه پرفیض پدر تعلیم مردانگی یافت. مجید پسری زرنگ و کوشا بود و در کنار درس، ورزش و قالی­بافی هم می­کرد. علی­رغم فشارهای مادی به دلیل معنویات بالا درسش را خوب می­خواند. با شروع جنگ تحمیلی برادرش جعفر در عملیات طریق­ القدس با رمز یا حسین در باز پس­گیری شهر بستان به فیض شهادت نایل آمد. مجید چنان تحت تأثیر قرار گرفته بود که لحظه­ ای آرام و قرار نداشت. آن زمان کلاس سوم راهنمایی را تازه تمام کرده بود. ترک تحصیل کرده عزمش را جزم کرد تا به جبهه برود.

 مجید در پشت خاکریز کنار هور چنان با خدا راز و نیاز و درد دل می­کرد که همنوا با گریه­ های او نی­ های به قامت ایستاده و در هم تنیده هم می­نالیدند و گوش که فرا می­دادی انگار هور می­نالید.

هشت ماه بعد از شهادت برادرش، مجید در نزدیکی پاسگاه زید عراق مشفول مبارزه به آرزویش رسید و در مورخه 2/5/1361 به مولایش پیوست. پیکر این شهید را در گلزار شهدای نیار به تن خاک سپرده­ اند.

 

فرازی از وصیت­نامه شهید: مجید باقرپور

ما از سوى خدا آمديم و به سوى خدا برمى‌گرديم

با درود به رهبركبير انقلاب اسلامى ايران و ملت شهيدپرور و مجاهدان جان بركف ايران سخنانم را آغاز می­كنم.

اينجانب برحسب وظيفه شرعى خود دانسته عازم جبهه­ هاى نبرد حق عليه باطل شدم و هيچكسى مرا بازور وادار به اين­كار يا به اين راه‌ نكرد. بلكه خودم با رأى خود اين راه را كه صراط مستقيم و ادامه راه شهيدان است انتخاب كردم.

افتخار می كنم كه من هم لياقت اين را داشتم كه دوشادوش رزمندگان اسلام در جبهه­ هاى نبرد حق بر باطل برعليه دشمنان اسلام بجنگم و ازخدا می خواهم كه براى من ‌چهل تن جان دهد، تا بعد از مرگم دوباره زنده شوم و با اين منافقان اسلام مبارزه كنم، كه چه شيرين مبارزه است مادر من تكليفم را نوشتم نه باقلم دركاغذ بلكه با خون خود درخاك مقدس اسلام.

سلام اميدوارم سلام گرم مرا كه از ته قلبم بيرون می ­آيد را بپذيريد. مادر عزيزم من پسرخوبى براى تو نبودم. ولى اميدوارم سلام مرا بپذيری. حلالم كن و مرا ببخش. مبادا در فقدان من گريه كنى! كه اين تنها خواهش من است. خدا را شكر كن كه من به مقام والاى شهادت رسيدم. خود بهتر مى دانى‌كه مرگ حق است و راهى است كه بايد پيمود چه بهتر كه در راه اسلام باشد و چه نعمتى است بزرگ.

و تو اى پدر عزيز حلالم كن و مرا ببخش از اذيت­هايى كه كردم خواهش می ­كنم كه در نبود من اشك نريز زيرا امام بزرگوارمان در سوگ فرزندش اشك نريخت، چرا که می ­دانست رضاى خدا در اين امر می ­باشد و تو هم در عوض من رزمندگان اسلام را دعا كن و خواهان پيروى اسلام و خداوند متعال باشید.

 و شما اى خواهران من، اميدوارم سلام گرم مرا از فاصله دور و دراز بپذيريد و حلالم كنيد و در سوگ من اشك نريزيد كه خدا خود صبر می­دهد. مي­خواهم زينب­ وار همچون كوه باشيد. صحنه­ های كربلا جلو چشمش اتفاق افتاد، ولی صبورانه مقابله کرد. با ايمان خود آن حضرت زينب را خشنود كرده و مبارزه كنيد، كه چه شيرين مبارزه­ ایست.

مادر وقتى كه با تفنگ كلاشينكف قلبم را سوراخ سوراخ كردند. وقتى تركش خمپاره مغزم را متلاشى كرد. وقتى كه قطعه قطعه گوشت بدنم را از زیر تانك بيرون آوردند و يا وقتى اسير شدم و بدنم را قطعه قطعه كردند. هر قطعه از بدنم ندای هل من ناصرحسينى لبيك يا خمينى سر خواهد داد.

مادر وقتى كه خبر شهادتم را شنيدى برايم نماز وحشت بخوانيد و به تمام دوستان و آشنايان بگوييد: جان او هديه ناقابل بود به رهبركبير انقلاب­ اسلامی ­ايران امام­ خمينى. مادر بعد از مرگم فكر نكنيد كه من از ميان شما رفتم نه مادر، قرآن كريم در اين باره آيه دارد كه مى‌فرمايد :ولا تحسبن الذين قتلوا فى سبيل الله امواتا بل احيا عند ربهم يرزقون. يعنى گمان نبريد كساني­كه در راه خدا كشته مي­شوند مرده ­اند، بلكه زنده هستند، نزد خداي­شان روزى می ­گيرند.

مادر در موقع‌ نمازجمعه و در دعاها در كنار خود جايگاهى هم براى من بگذاريد تا يقين پيدا كنيد كه حاضر و شاهدم و اين فكر در شما خطور نكند كه وجود جسم بى ارزشم در شما ايجاد محبت كرد نه! اين روحم و اتصالم به خدا و اعتقادم به اسلام آن محبت الهى را در دل شما برپا كرد.

مادر و پدر عزيزم من افتخار مى‌كنم كه فرزند پدر و مادرى بودم و شما هم نيز افتخاركنيد كه چنين فرزندانى داشتيد كه ‌جانشان را به خاطر اسلام و در راه قرآن فدا كردند. من نيز افتخار مى‌كنم كه رهبرم خمينى، دينم و اعتقادم به اسلام، كتابم‌قرآن، وطنم ايران، هدفم پيروزى اسلام، آرزويم شهادت باشد. شهادت چه زيبا و پرمعناست. جهانى ازشوق و شور و ايثار، در اين كلمه جذاب نهفته است.

می ­دانيد شهيد كيست؟ شهيد آن انسان برتریست كه براى عشق و ايمان به خدا و احیاء ارزش­هاى والاى انسانى جان عزيزش را نثار مى‌كند. جهان و ماه و ماديات براى روح بزرگ شهيد تنگ و كوچك است. با فداكارها و دلاوري­هايش خود را از اين قفس رها مى‌سازد و به جهان وسيع نورانى به آخرت پرواز می ­كند.

در آخر پيامم به ملت مسلمان و شهيدپرور ايران و مجاهدان جان بر كف ‌اين است: ‌اگرهمه كشته شدند، به جز يك نفر من از آن يك نفر می ­خواهم كه تسليم دشمن نشوند. فقط تسليم در برابر خدا باشند و ملت بايد فقط متكى به خدا و قوانين خدا و اسلام باشند و از بيعت با امام كوتاهى نكنند و گوش به فرمان امام يعنى‌خمينى بت­ شكن باشند و فرمانش را اجرا و عمل ‌كنید. بدانيد و قبول كنيد كه اين پيام و وصيت يك شهيد است.

والسلام عليكم.

انتهای پیام/

ارسال نظر
Image CAPTCHA
کاراکترهای نمایش داده شده در تصویر را وارد کنید.