تازه ها

پربیننده ترین

1395-08-18 11:13
کد مطلب: 59707
تا نگرش ها تغییر پیدا نکند امکان اینکه در سیستمی مانند آموزش و پرورش تحولی حاصل شود غیر ممکن است .

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی به نقل از قلم رسا، مسلما مسئله ی تربیت مهم تر از علم است چون قرآن می فرماید(وَيُزَكِّيهِمْ وَيُعَلِّمُهُمُ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ) آل عمران 164اول آمده یزکیهم یعنی آنها را پاک کند (یعنی تربیت کند)بعد گفته و یعلمهم (تعلیم می دهد آنها را)هر چند آموزش علم هم به جای خود مهم است.

حالا در آموزش و پرورش چقدر به تربیت توجه می شود؟؟چقدر از اشعار فقط برای آرایه های ادبیشان خوانده میشود؟؟آیا ریاضی فیزیک و شیمی مهم تر از تربیت و ادب است ؟؟هرچند انها هم در جای خود مهم اند؛ در همین راستا نظر یک کارشناس فرهنگی و آموزشی را جویا شدیم که مشروح آن به شرح ذیل است.

در تربیت دانش آموزان سه رکن اساسی (خانواده، جامعه( در معنای عام) و آموزش و پرورش) دخالت دارند؛ همچنان که رفته رفته کارکرد خانواده تغییر پیدا کرده است در مقابل کارکرد آموزش نیز تغییر یافته است، زمانی بود که آموزش و تربیت بر عهده خانواده بود ولی با شکل گرفتن ساختاری به نام آموزش و پرورش  این نهاد هم آموزش و هم قسمتی از تربیت فرزندان عهده دار شد؛ در حال حاضر آموزش و پرورش و خانواده توانسته است از عهده ی تربیت فرزندان برآیند واقعیت این است که نتوانسته اند این وظیفه را به خوبی ایفا کنند.

صرف اینکه در مدارس دینی، قرآن تدریس می شود می توانیم بگوییم دانش آموزان اسلامی تربیت می شوند و اگر این چنین است اوضاع وضع تربیتی موجود در بین دانش آموزان حاکی از چیست؟

چرا فرزندانمان خودباوری ندارند و نسبت به آینده امیداوار نیستند چرا کم هستند دانش آموزانی که نماز می خوانند اگر بخواهیم این موضوعات را بررسی کنیم در ابتدا باید ببینیم این رفتار ها و الگو ها را خانواده به دانش آموزان داده یا آموزش و پرورش، واقعیت امر این است که امروزه در مدارس بیشتر دانش آموزانی گرایش دینی دارند و نماز می خوانند که عضو تشکل هایی چون بسیج دانش آموزی و یا انجمن اسلامی هستند پس در ابتدا باید بگوییم فقط آموزش و پرورش نیست که فرزندان را دیندار به بار می آورد بلکه به خانواده ، تاثیر از معلمان و یا تاثیر از جامعه موجود نیز در شکل گیری این تربیت مهم است.

تاثیر پذیری  دانش آموزان نسبت به جامعه فراتر از این است که دیگر از والدین خود حرف شنوی داشته باشند بلکه این رسانه است حکم فرماست.

ولی با توجه به وظیفه ی خطیر آموزش و پرورش در راستای تربیت دانش آموزان در حال حاضر کدام برنامه دینی را جهت احیای این امردر دست دارد، آیا صرف وجود کتاب دینی و یا تربیت دینی و آموزش دینی کفایت می کند. همانطور که می دانیم تربیت متفاوت با آموزش است، شاید عده ای در جواب بگویند برنامه های پرورشی در مدارس وجود دارد در جواب به اینها باید بگوییم برنامه های کلیشه ای پرورشی وجود دارد نه برنامه ای که واقعا بتواند دانش آموزان را تربیت کند، متاسفانه برنامه های موجود دانش آموزان را در این زمینه اقناع نمی کند و با توجه به اینکه دنیای امروز جنگ اقناع است و در این جنگ آموزش و پرورش عقب مانده است.

چرا؟ چون  آموزش و پرورش میدان تاخت و تاز سیاست شده است، البته آموزش و پرورش باید سیاسی باشد ولی نه به معنای اینکه تبدیل  به سیاسی بازی شود و آموزش و پرورش در وظیفه دیگر خود به عنوان ضامن پذیری سیاسی به طور مطلوبی عمل نکرده است باید ببینیم چند درصد از دانش آموزان نسبت به مسائل سیاسی آگاهی دارند آیا از اهداف و برنامه های تشکل های سیاسی مطلع هستند و تعریف درستی از این تکشل ها به آن ها ارئه شده است و اگر اینطور نیست آموزش و پرورش در انجام رسالت خود کوتاهی کرده است. چرا دانش آموز امروز نباید آمریکا را به درستی بشناسد چرا مقام معظم رهبری از نبود منابع اطلاعی در کتب درسی در این زمینه سخن می گوید و همه این موارد گواه بر وجود کمبود هاست.

 به عنوان مثال اگر از تحول حرف می زنیم چرا با توجه به اینکه سن تکلیف دختران و پسران متفاوت است برنامه آموزشی تربیتی دینی  مخصوص هر کدام در طول دوره تحصیل در نظر گرفته نشده است و آموزش آنان در زمینه احکام به طور مشابهی صورت می پذیرد ، چیزی که کاملا مشهود است این است که در کتب درسی هی نشانی از جامعه شناسی نیست، باید در تدوین و تدریس کتب درسی باور ها و فرهنگ ها در نظر گرفته شود.

در تحول بنیادین آموزش و پرورش فقط قالب آن را تغییر دادیم و هنوز هیچ نشانی از تغییر در محتوا صورت نگرفته است در این سند حرف های خوبی مطرح شده است و با توجه به فرمایشات مقام معظم رهبری مبنی بر سکولار بودن آموزش و پرورش هنوز هیچ کار عملیاتی صورت نگرفته است.

بعد از تحول بنیادین کدامین برنامه های تربیتی ارائه شده است که سازگار با روحیه ی جوانان باشد، اگر تحولی در میان برخی دانش آموزان امروزی مشاهده می شود تنها به خاطر وجود معلمان دینداری است که فعالیت می کنند و اگر این افراد بازنشسته و از عرصه ی تعلیم و تربیت خارج شوند وضعیت آموزش و پرورش امناسب نخواهد بود.

در سند تحول بنیادین سازگاری، نحوه عملیاتی و نحوه ی اجرا معلوم نیست این در حالی است که هیچ اجرا کننده یا برای آن تربیت نشده است.

 در ساختار آموزش و پرورش اولین چیزی که باید مد نظر قرار گیرد تغییر نیروی انسانی است آیا بدون تغییر نیرو ساختاری  می تواند تحول یابد ، راه شناسی مقدم بر آسیب شناسی است وقتی درست و نادرست را تشخیص نمی دهیم چطور خواهیم توانست آسیب شناسی کنیم.

همگی به مرض رفع تکلیف دچار شده ایم،  ولی این رفع تکلیف به چه صورت و چه نتیجه ای مهم نیست و گواه این حرف عدم بررسی برنامه های موجود در حوزه تربیتی و آموزشی است کدامین برنامه ها را ارزیابی کردیم تا ببینیم بازخورد آن چگونه است؟!

بحث هایی مانند اختلاس که امروزه در جامعه نمایان شده است افکار عمومی بخصوص دانش آموزان را با سوال و شیهه مواجه کرده است، بزرگترین سرمایه هر جامعه، نهاد و یا ساختاری اعتماد متقابل جامعه هدف آن است ، وقتی این اعتماد از بین برور دیگر بر اساس چه چیزی این سیستم پایدار خواهد بود.

واقعیت امر این است که تغییر ساختار موجود به آسانی صورت نخواهد گرفت مگر با تغییر فکرها، تا نگرش ها تغییر پیدا نکند امکان اینکه در سیستمی مانند آموزش و پرورش تحولی حاصل شود غیر ممکن است و قتی تفکر لیبرالی به جای تفکر دینی و اسلامی حاکم باشد و همه به فکر منافع خود می باشند چطور خواهیم توانست تحولی در این سیستم بوجود آوریم.

به عنوان معلم، مدیر مدرسه و یا رئیس آموزش و پرورش فقط قادر خواهیم بود در بخشی از سیستم تغییر و تحول ایجاد کنیم ولی نخواهیم نتوانست  تغییرات اساسی را بوجود آوریم چرا که خود ساختار منطبق با آن نیست، حرف هایمان با طرز عملکردمان سازگاری ندارد و نسل دانش آموز این را بخوبی حس می کند.

دانش آموزان دیگر اشتیاقی به حضور در مراسم ها ندارند چرا که هیچ محتوایی را ارئه نمی دهد.

دانش آموز امروز دلیل می خواهد، آیا وقتی برای آموزش و پرورش گذاشته شده؟ آیا شناختی با ابزار های تربیتی داریم؟ چگونگی استفاده از این ابزار ها مشخص شده است؟

انتهای پیام/

 

ارسال نظر
Image CAPTCHA
کاراکترهای نمایش داده شده در تصویر را وارد کنید.